تبليغاتX
اتاق کوچک من - طنز


                                     <  بی کارترین انسانهای روی زمین  >

 

                                                                                                  

                   مندلیف                                                                 انیشتین

          

                          داروین                                                     گراهام بل

  

 

تا حالا فکر کردین چه کسانی بی کار ترین افراد روی زمین بودند ... ! ؟  و این بی کاری اونا باعث چه

 دردسرها و مصیبتهای برای انسانها شده ... !

این افراد کسانی نیستند جز :

البرت انیشتن . اسحاق نیوتن . داروین . مندلیف . الکساندر گراهام بل . مادام کوری . ارشمیدوس . و ....

...نه اشتباه نکنید ... ! دلیل داره . توضیح میدم چرا...

شما قرن 21 رو در نظر نگیرید . حساب کنید در اون سالها نه رسانه تصویری به این گستردگی بود . نه

تلفنی و حتی لوازم مدرنی چون کامپیوتر . پلی استیشن . پخش کننده های مختلف موسیقی . وحتی اتومبیل که

 در زندگی بعضی هاشون اصلا وجود نداشته ...مرکز شهرها هم جذابیته چندانی برای گردش نداشت  و

مسافرت هم جز مواقع اضطراری هرگز انجام نمیشد . پس چی شد .. ! ؟ تنها تفریح اونا یعنی به طور کل

انسانهای اون دوره در 2 چیزخلاصه میشده...

کار و ازدواج ... !!!  پس باید بهشون تا حدودی حق بدیم که از بی کاری سراغ علم برن ...البته باید متذکر

بشم که بعضی هاشون دیگه شورشو در اوردن و زیادی پاشو نو از گلیمشون درازتر کردن و چون اغلب

اونها تمام وقتشونو ( مسلما از روی بی کاری ) صرف مطالعه و علم مورد نظر می کردن مورخان نتوانستند

 اطلاعات دقیقی ازاخلاق و رفتار و زندگی شخصی انها در تاریخ ثبت کنن...

یکی از شخصیتهای فضول و پدر درار علم که این جانب نویسنده این متن خصومت دیرینه با ایشان دارم .

جناب مندلیف است... شخصی که به ندرت می توانم بگویم منفورترین فرد در میان دبیرستانی ها .

دانشجویان . و بعضی ازمعلمین و اساتید است و خلاصه هر وقت از او نامی ذکر شود به نیتهای خوبی از او

 یاد نمی شود .

این دانشمند شهیر بزرگترین فعالیت کاریش ( بی کاریش ) همانا جدول تناوبی عناصر است که به نام او نیز

 ثبت شده...که شاید به جرات بتوان گفت این جز سخترین و طاقت فرسا ترین دستاوردهای علمی بشر بوده

( علت شرح سختی های این جدول . متوجه کردن خواننده گرامی به عمق فاجعه بی کاری یک فرد است ) .

این جدول شامل سه دسته فلز . شبه فلز . و نا فلز تقسیم شده که در زمان اقای مندلیف بسیاری از عناصر

هنور کشف نشده بود یعنی کسی از وجود انها اطلاعی نداشت و این اقا با کمال پرو یی اقدام به خالی گذاشتن

 جای عناصر کشف نشده کرد و بودن انها را فراوان دانست ( ایجاد انگیزه برای دیگر بیکاران ) و اینگونه

بود که بعد از اقای مندلیف و به مرور زمان این جای خالیها پر شد و پیش بینی این فرد به حقیقت پیوست و

همینطور روح و جسم ادامه دهندگان تحصیل به لرزه افتاد و اینگونه شد که درس شیرین شیمی سخت شد و

تمرکز بر روی ان دشوار....

فرد بعدی که روز به روز سیستم اختراعی او پیشرفت کرده و امکانات دیگری نیز به ان اضافه شده و هر

لحظه بر دوست داران ان افزوده می شود بی شک کسی نیست جز الکساندر گراهام بل . فردی که از روی

شواهد و مستندات . انسانی بی کار . فضول . و دخالت کردن در امور خصوصی مردم که از روی شواهد این

 رویه را از مادر خود به ارث برده....خلاصه تلاشهای این فرد منجر به اختراع تلفن شد . گر چه اختراع این

 بابا باعث ایجاد شغلهای کاذبی چون : کارمند مخابرات . رییس مخابرات . امور مشترکین . ارتباطات سیار .

و...شد ولی اثرات سوء ان به مراتب بیشتر از ان بود.

از زیانهای این پدیده می توان به در دسترس بودن . مراجعه کردن افرادی که راغب به معاشرت با انها

نیستیم . مزاحمتها . اشتباهی ها . ایجاد انگیزه برای افراد مجنون و .... اشاره کرد . گرچه تلفنهای ثابت جای

خود را به ارتباطات سیار داده ولی باعث و بانی این امور از شروع اختراع این اقا بود که خوشبختانه از

دانشمندان ایرانی نبوده .

دانشمند بعدی که مسلما به اندازه دو نفر قبلی بیکار نبوده ولی بی شک تاثیر شگرفی ( مخرب ) در جوانهای

 هر نسل داشته . گر چه ازمایشات و نظریه های این اقا در مورد حیوانات و موجودات زنده غیر از انسان

بوده ولی متاسفانه و به دلایل نا معلوم در مورد انسان اجرا شد . نظریه مهم او بقای اصلح ( بقای برتر ) بود

 که عواقب وخیم ان را می توان تشخیص داد . این نظریه مربوط می شد به اینکه حیوانات در هنگام تولید

نسل به دنبال کاملترین و قویترین گونه خود میگردند ... وای . کاش لال میشدی اینو نمی گفتی . یعنی کسی

نبود بگه مرد حسابی ... اخه به تو چه . تو چکار داری کی می خواد چطوری جفتشو انتخاب کنه ... فضول .

و اینطوری شد که سال به سال . قرن به قرن این نظریه در بین انسانها رواج پیدا کرد و مردان و زنان جوان

 تلاش می کردن تا همسری برتر پیدا کنند . البته نه برای بقا . بلکه برای نما  ( نما : کلاس گذاشتن . فخر

فروختن . چشمو هم چشمی ..) .  و این اپیدمی همه گیر شد و با چنان سرعتی پیشرفت کرد که دود از سر

همه بلند شد . دیگه کسی از روی عشق زندگی نکرد .... اقا پسرا . تلاش برای بدست اوردن دخترای زیباتر

و فشن تر و باربی ( با عذر خواهی از فرهنگستان زبان فارسی ) و در مقابل دختر خانومها به دنبال پسرهای

پولدار ( قدرتمند تر ) . قد بلند . اصیل و ...

و اینگونه شد که چی ... ! خانواده های متوسط به پایین ... خوش اومدین . می تونید برید بمیرید ... می

خواستید زنده نمونید ... داروین گفته بقای برتر ... این سرنوشته ... خواست خدا بوده ...

ای بر .......... داروینو جد .....  ..... لعنت . ای کاش جوونمرگ می شدی ... می مردی این حرفو

نمی زدی ...

 

.... حالا شما قضاوت کنید ؟ واقعا این افراد بی کار نبودن ... نه ... خدایش بی کار نبودن ... ؟

 

 

Sepanta


نوشته شده به قلم ویدا در یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387 ساعت 12:21 | لینک ثابت |