اتاق کوچک من

|
.:: ::. grtttr پرسپولیس
قهرمان
شد
.:: ای خدای بزرگ ::.
رئیس سرخ پوستا خدای خودشو اینجوری قسم میده ای خدای بزرگ به من کمک کن که هر وقت خواستم درباره ی راه رفتن کسی قضاوت کنم قدری با کفش های او راه برم.
.:: کودک درون والد درون هم داره ؟!؟ ::. من تا دیروز فکر میکردم کارای که ما انجام میدیم یا تحت تاثیر خودمونه یا تحت تاثیر کودک درونمون یعنی یا اخلاقمون این نوع برخوردا رو ایجاب یا نه کودک درونمون دوست داره شیطنت کنه ... اما دیروز همه چی عوض شد چون یه مقاله راجع به همین موضوع خوندم و فهمیدم ما به جز کودک درون ، بالغ درون و والد درون هم داریم. بالغ درون ما بخش عاقل شخصیت ما هست یعنی کسی تصمیمات منطقی ما رو می گیره . بالغ درون خیلی واقع گراست و دنبال ایده آل ها می گرده اما والد درون بخشی از شخصیت ماست که باید ها و نباید ها رو مشخص میکنه یعنی بهمون دستور میده چه کاری رو بکنیم و چه کاری رو نکنیم . والد درون یا کنترل میکنه یا حمایت درست مثل همون کاری که پدر ، مادرای واقعی انجام میدن . به خاطر همینم اسمش والد درون گذاشتن . کودک درون هم دو نوعه ، کودک سازگار و کودک طبیعی . کودک سازگار تحت تاثیر والد درون هست باید برای کاراش از والد درون خودش یا والد های دیگه مثل _معلمش ، زنش یا پدر مادرش _ اجازه بگیره به خاطر همین بعضی از آدما خیلی دپسرده اند ( افسرده + دپرس ) و همیشه نقش آدمای اتو کشیده رو بازی میکنن و جنگولک بازی در آوردن رو واسه خودشون بد میدونن . کودک طبیعی همون کودک واقعی. خلاقیت میکنه، شعر میخونه ، قهر میکنه ، بهونه میگیره خلاصه هر کار که دلش میخواد میکنه . اونایی که به کودک طبیعیشون اجازه میدن آدمای شاد و سر زنده ای هستن. آدمایی که خیلی منطقی اند و به منطقی بودن مشهورن بیشتر تحت تاثیر بالغ درونشون هستن برای این آدما اتفاقات ساده و پیش پا افتاده خیلی مهم نیست چرا که با منطق همه چیز و حل میکنن و نگران چیزی نیستن اما اونایی که عزت نفس ندارن ، عاشق خودشون نیستن از خودشون بدشون می آید به والد درونشون بیشتر بها دادن و دائم دارن خودشون رو سر زنش میکنن یعنی والد کنترلگر شون فعال . والد حمایت گر هم یا آدم رو تشویق می کنه و بهش قدرت مبارزه میده تا از تصمیم خودش دفاع کنه یا مثل بعضی از پدر مادرا آدم رو لوس میکنه و میگه هر کاری که کردی خوب کاری کردی اینجوری که بعضی از آدما خیلی قد میشن . تنها کاری که در مقابل آدمای قد میتونی انجام بدی اینکه بالغ درونت خیلی فعال باشه یعنی برخورد با این نوع آدما منطق خیلی زیادی میخواد این میشه برخورد بالغ با والد . برخوردای دیگه ای هم هست مثل: ، کودک – کودک( دو تاشون بچه بازی در میارن ) ، بالغ – کودک ( یکی منطقی و یکی لوس بازی در میاره مثل بعضی از زن و شوهرا ) ، بالغ – بالغ ( همه چیز خوب هر دو طرف هم راضی ) ، والد – کودک ( یکی نقش پدر و مادر رو بازی میکنه و دیگری احتمالا یا باید سر تعظیم فرود بیاره - کودک سازگار - یا شیطنت کنه – کودک طبیعی - ) ، والد – والد ( اگر حمایت گر باشن انگار دو تا آدم بزرگ دارن با هم حرف میزنن ولی اگر کنترلگر باشن خدا اون روز رو نیاره که بد دعوا میشه ). نتیجه اینکه یه کمی تو برخوردمون با خودمون حساس تر باشیم و وسواس بیشتری خرج کنیم چرا که روح و جسم انسان خیلی لطیف . عاشق خودتون باشین تا دیگران هم عاشقتون باشن. یا علی vida .:: آزمون ::.
مولا علی (ع) می فرمایند : خداوند بی نهایت است امّا بقدر نیاز تو..... فرود می آید بقدر آرزوی تو.... گسترده میشود بقدر ایمان تو .... و اوست که میدهد محبت پدری و میگیرد مهر مادری را .... مراد از دادن و گرفتن آزمونی است به بلندای انسانیت .
یا علی
.:: یه سوال ::.
تا حالا تو مشکلات زندگیت با یه همچین چیزی رو به رو شدی
اگه یه روز خدای نکرده تو زندگیت پیداش بشه باهاش چه کار میکنی ؟
.:: معلم ::.
.:: طنز ::.
< بی کارترین انسانهای روی زمین >
تا حالا فکر کردین چه کسانی بی کار ترین افراد روی زمین بودند ... ! ؟ و این بی کاری اونا باعث چه دردسرها و مصیبتهای برای انسانها شده ... ! این افراد کسانی نیستند جز : البرت انیشتن . اسحاق نیوتن . داروین . مندلیف . الکساندر گراهام بل . مادام کوری . ارشمیدوس . و .... ...نه اشتباه نکنید ... ! دلیل داره . توضیح میدم چرا... شما قرن 21 رو در نظر نگیرید . حساب کنید در اون سالها نه رسانه تصویری به این گستردگی بود . نه تلفنی و حتی لوازم مدرنی چون کامپیوتر . پلی استیشن . پخش کننده های مختلف موسیقی . وحتی اتومبیل که در زندگی بعضی هاشون اصلا وجود نداشته ...مرکز شهرها هم جذابیته چندانی برای گردش نداشت و مسافرت هم جز مواقع اضطراری هرگز انجام نمیشد . پس چی شد .. ! ؟ تنها تفریح اونا یعنی به طور کل انسانهای اون دوره در 2 چیزخلاصه میشده... کار و ازدواج ... !!! پس باید بهشون تا حدودی حق بدیم که از بی کاری سراغ علم برن ...البته باید متذکر بشم که بعضی هاشون دیگه شورشو در اوردن و زیادی پاشو نو از گلیمشون درازتر کردن و چون اغلب اونها تمام وقتشونو ( مسلما از روی بی کاری ) صرف مطالعه و علم مورد نظر می کردن مورخان نتوانستند اطلاعات دقیقی ازاخلاق و رفتار و زندگی شخصی انها در تاریخ ثبت کنن... یکی از شخصیتهای فضول و پدر درار علم که این جانب نویسنده این متن خصومت دیرینه با ایشان دارم . جناب مندلیف است... شخصی که به ندرت می توانم بگویم منفورترین فرد در میان دبیرستانی ها . دانشجویان . و بعضی ازمعلمین و اساتید است و خلاصه هر وقت از او نامی ذکر شود به نیتهای خوبی از او یاد نمی شود . این دانشمند شهیر بزرگترین فعالیت کاریش ( بی کاریش ) همانا جدول تناوبی عناصر است که به نام او نیز ثبت شده...که شاید به جرات بتوان گفت این جز سخترین و طاقت فرسا ترین دستاوردهای علمی بشر بوده ( علت شرح سختی های این جدول . متوجه کردن خواننده گرامی به عمق فاجعه بی کاری یک فرد است ) . این جدول شامل سه دسته فلز . شبه فلز . و نا فلز تقسیم شده که در زمان اقای مندلیف بسیاری از عناصر هنور کشف نشده بود یعنی کسی از وجود انها اطلاعی نداشت و این اقا با کمال پرو یی اقدام به خالی گذاشتن جای عناصر کشف نشده کرد و بودن انها را فراوان دانست ( ایجاد انگیزه برای دیگر بیکاران ) و اینگونه بود که بعد از اقای مندلیف و به مرور زمان این جای خالیها پر شد و پیش بینی این فرد به حقیقت پیوست و همینطور روح و جسم ادامه دهندگان تحصیل به لرزه افتاد و اینگونه شد که درس شیرین شیمی سخت شد و تمرکز بر روی ان دشوار.... فرد بعدی که روز به روز سیستم اختراعی او پیشرفت کرده و امکانات دیگری نیز به ان اضافه شده و هر لحظه بر دوست داران ان افزوده می شود بی شک کسی نیست جز الکساندر گراهام بل . فردی که از روی شواهد و مستندات . انسانی بی کار . فضول . و دخالت کردن در امور خصوصی مردم که از روی شواهد این رویه را از مادر خود به ارث برده....خلاصه تلاشهای این فرد منجر به اختراع تلفن شد . گر چه اختراع این بابا باعث ایجاد شغلهای کاذبی چون : کارمند مخابرات . رییس مخابرات . امور مشترکین . ارتباطات سیار . و...شد ولی اثرات سوء ان به مراتب بیشتر از ان بود. از زیانهای این پدیده می توان به در دسترس بودن . مراجعه کردن افرادی که راغب به معاشرت با انها نیستیم . مزاحمتها . اشتباهی ها . ایجاد انگیزه برای افراد مجنون و .... اشاره کرد . گرچه تلفنهای ثابت جای خود را به ارتباطات سیار داده ولی باعث و بانی این امور از شروع اختراع این اقا بود که خوشبختانه از دانشمندان ایرانی نبوده . دانشمند بعدی که مسلما به اندازه دو نفر قبلی بیکار نبوده ولی بی شک تاثیر شگرفی ( مخرب ) در جوانهای هر نسل داشته . گر چه ازمایشات و نظریه های این اقا در مورد حیوانات و موجودات زنده غیر از انسان بوده ولی متاسفانه و به دلایل نا معلوم در مورد انسان اجرا شد . نظریه مهم او بقای اصلح ( بقای برتر ) بود که عواقب وخیم ان را می توان تشخیص داد . این نظریه مربوط می شد به اینکه حیوانات در هنگام تولید نسل به دنبال کاملترین و قویترین گونه خود میگردند ... وای . کاش لال میشدی اینو نمی گفتی . یعنی کسی نبود بگه مرد حسابی ... اخه به تو چه . تو چکار داری کی می خواد چطوری جفتشو انتخاب کنه ... فضول . و اینطوری شد که سال به سال . قرن به قرن این نظریه در بین انسانها رواج پیدا کرد و مردان و زنان جوان تلاش می کردن تا همسری برتر پیدا کنند . البته نه برای بقا . بلکه برای نما ( نما : کلاس گذاشتن . فخر فروختن . چشمو هم چشمی ..) . و این اپیدمی همه گیر شد و با چنان سرعتی پیشرفت کرد که دود از سر همه بلند شد . دیگه کسی از روی عشق زندگی نکرد .... اقا پسرا . تلاش برای بدست اوردن دخترای زیباتر و فشن تر و باربی ( با عذر خواهی از فرهنگستان زبان فارسی ) و در مقابل دختر خانومها به دنبال پسرهای پولدار ( قدرتمند تر ) . قد بلند . اصیل و ... و اینگونه شد که چی ... ! خانواده های متوسط به پایین ... خوش اومدین . می تونید برید بمیرید ... می خواستید زنده نمونید ... داروین گفته بقای برتر ... این سرنوشته ... خواست خدا بوده ... ای بر .......... داروینو جد ..... ..... لعنت . ای کاش جوونمرگ می شدی ... می مردی این حرفو نمی زدی ... .... حالا شما قضاوت کنید ؟ واقعا این افراد بی کار نبودن ... نه ... خدایش بی کار نبودن ... ؟ Sepanta
.:: طمع تافی های شیری که عکس یه گاو روش بود ::.
دیروز یاد بچگی یام افتاده بودم . سوپر مارکتی که ازش خوراکی می خریدیم. اون سوپر مارکت هنوزم سر جای خودشه . هر وقت از میدان هفت تیر رد میشم چشم ام دنبالشه. تازگی ها دوباره ازش خرید کردم برای فروشنده هم جالب بود چون من یادم بود که اون قبلنا خوراکی ها کجا بودن و چی کجا قرار گرفته بود .فقط الان جای صندوق عوض شده بود. ولی همون صندوق قدیمیه با اون دکمه های گرد وقلمبش. خوراکی های زمان بچگی چقدر خوشمزه بودن...بیشتر از همه دلم واسه طمع اون تافی های شیری تنگ شده که عکس یه گاو روش بود جلدشم سرمه ای، سفید بود. وای پاستیل میوه ای ها رو که حرفشو نزن.... پاستیل های نوشابه ای .... ویفر های موزی و توت فرنگی .... پفک نمکی مینو با اون جلد قرمز و زردش ... بستنی قیفی های که 6 تا 6تا تو جعبه بودن.... بستنی یخی های که پوستشون کاغذی بود.... آبنبات های گرد رنگ و وارنگ.... هوبی کوچولو ها.... وای یخمک های که عکس خرس روش بود....... آدامس بادکنکی.... چیه تو هم یاد بچگی هات افتادی..... تو دلت واسه کدوم تنگ شده....؟؟؟؟
.:: سخته ولی ممکنه... ::. حس رقابت.... اعتیاد...... جهان سومی... دزد کتاب پیدا شد.... کتاب تحریم شد.... تو فکری ؟ به جلو نگاه نکن .... به عقب بنگر ببین چقدرشو اومدی .... سخته ولی ممکنه....
یا علی
.:: ::.
|
.:: توضیحات ::. |